السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

93

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

فصل هفتم : منطق تعقل و منطق احساس منطق احساس ، آدمى را به سود دنيوى فرا مىخواند و برمىانگيزد ؛ وقتى كارى قرين منفعت باشد و آدمى آن را احساس كند ، اين احساس ، اشتياق شديد شخص را برمىافروزد و او را بر انجام كار تحريك مىكند و اگر انسان احساس نفع نكند ، خاموش و آرام است . ولى منطق تعقل ، انسان را به پيروى از حق وامىدارد ؛ اين منطق بر آن است كه بهترين چيزى كه انسان مىتواند از آن بهره‌مند گردد « پيروى از حق » است ، خواه انسان احساس سود مادى بكند يا خير : چيزى كه نزد خداست بهتر و پايدارتر است . « 1 » اينك شما دو نمونه - يكى از منطق احساس و ديگرى از منطق تعقل - را با هم مقايسه كنيد : « عنتره » شاعر عرب ، كه با منطق حس سروكار دارد ، براى آن‌كه خود را آرام كند ، مىگويد : « هر وقت در جنگ ، دلم تكان مىخورد و مضطرب مىشود به خود مىگويم : بر جاى خود باش كه يا كشته مىشوى و از تو تعريف مىكنند و يا دشمن را

--> ( 1 ) . « وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى » قصص ، آيه 60